خرید بک لینک

کسی که به اندازه ی کافی انتظار کشیده است
تا ابد انتظار می کشد. و ساعتی فرا می رسد که
دیگر هیچ اتفاقی نمی تواند بیفتد و دیگر هیچ کس
نمی تواند بیاید و همه چیز به آخر رسیده است
بجز انتظار که بیهوده از خود آگاه است.
شاید او به این حال رسیده بود...

+

برچسب: نویسنده: دانیال محمودی تاريخ: چهارشنبه 13 شهريور 1398 ساعت: 13:55

گفت:تو هم که همش مریضی و یه جات درد میکنه.
خندیدم : )
آخه نمیدوست روزی چند بار به خدا میگم
درد و بلاش بخوره به جونِ من..: )

برچسب: نویسنده: دانیال محمودی تاريخ: چهارشنبه 13 شهريور 1398 ساعت: 13:55

زیاد مُردم
براى کمى زندگى کردن
در کنارِ تو ...

#یغما_گلرویى

برچسب: نویسنده: دانیال محمودی تاريخ: چهارشنبه 13 شهريور 1398 ساعت: 13:55

نازنینم !
نیک میدانم
که عشق برایِ تو
نه آب میشود نه نان !
امّا برایِ من،
هم خون میشود ، هم جان !

[ نزار قبانی ]

برچسب: نویسنده: دانیال محمودی تاريخ: چهارشنبه 13 شهريور 1398 ساعت: 13:55

گفت : اگه یه ماشین زمان داشتی
باهاش میرفتی گذشته یا آینده ؟

دستامو دور لیوان چای
سفت حلقه کرده بودم، نگاش کردم،
گفتم : هیچکدوم

گفت : د بگو دیگه؟ یکیشو انتخاب کن!

گفتم : اگه ماشین زمان داشتم ،
نه میرفتم گذشته نه میرفتم آینده.

گفت : پس چیکار میکردی دیوونه ؟

گفتم : زمان رو همینجا متوقف میکردم وُ
تا ابد به بهونه ی سرد شدن این فنجون چای
همینجا پیش تو میموندم ...

[ بابک زمانی ]

برچسب: نویسنده: دانیال محمودی تاريخ: چهارشنبه 13 شهريور 1398 ساعت: 13:55

صفحه بندی